المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

573

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

26 - كتاب اقرار و اعتراف نوع يازدهم از توابع دين « إقرار » است و آن عبارت از إخبار بر حقّ لازمى است كه به نفع خبر داده شدهء انجام مىپذيرد . پس كلمهء « إخبار » جنس است و كلمهء به نفع خبر داده شده ، « شهادت » را از تعريف خارج مىنمايد ، چون « شهادت » إخبار از حقّ مىباشد ولى آن به نفع غير مخبر است ، پس حق گاهى مال مىباشد و گاهى عقوبت و گاهى نسب ، « مال » هم گاهى معلوم است ، پس مدلول لفظا و شرعا مورد إتبّاع مىباشد و اگر در شرع موجود نباشد ، آنچه « عرف » مىگويد . اگر عرف هم موردى نداشته باشد ، به « لغت » مراجعه مىشود . و گاهى « مال » مجهول است . پس به تفسير مقرّ به آن مورد محتمل مراجعه مىشود و اگر عقوبت آن را معيّن نموده باشد ، ملتزم آن مىگردد . اگر مبهم گذاشته باشد ، به خود او مراجعه شود ، خواه عقوبتى كه به ضرر اوست ، جهت نسبت زنا باشد يا خيانت بر ديگرى و « نسب » نيز با وجود شرايط و و منتقس يودن موانع حسّى و شرعى آن ، لازم مىشود . در اين مورد آياتى وجود دارد : [ 250 ] [ آيات مربوطه ] « فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ » « 1 » ؛ « آنان به گناه خود اعتراف نمودند » . « اعتراف » ، افتعال از كلمهء « معرفت » مىباشد و عرفا گفته مىشود : آن اقرارى كه توأم با آگاهى و معرفت بوده باشد ، اگر خود اقرار دليلى به واقعيّت و رهنمونى به سوى حقيقت نموده باشد . هرگز خداوند متعال مذمّت و نفرين را بر آن مترتّب نمىنمود . جايى كه خداوند پس از اعتراف مىفرمايد : [ 251 ] « فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ » ؛ « و اصحاب سعير از رحمت الهى دور باد » . [ 252 ] « وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ » ؛ « 2 » « آنان به ضرر خود شهادت و گواهى مىدادند » . شهادت انسان بر ضرر خويش اقرارى است به آنچه شهادت داده است .

--> ( 1 ) . سورهء الملك ، آيهء ، 11 ( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 130 . سورهء اعراف ، آيهء 360 .